الگوهای طراحی برنامه درسی

 

منظورازطرح برنامه درسی شکل مدون ویا ساختاربرنامه درسی است.به لحاظ تاریخی سه منبع اطلاعاتی برای برنامه ریزی درسی شناسایی شده

است که هرکدام بعنوان مبنایی درتصمیم گیری بکار میرود.

1-موضوعات درسی                   2-دانش آموزان                     3-جامعه

هرچندبسیاری ازمتخصصان تعلیم تربیت ترکیبی ازهرسه منبع یادشده رابصورت متعادل توصیه میکنندامادرعمل شاهدبرتری یا حاکمیت نسبی یک

منبع بردومنبع دیگریم.حتی میتوان گفت بیشترشاهدحاکمیت مطلق یک منبع به بهای حذف منابع دیگریم.

شکل یا ساختاربرنامه درسی بستگی به عناصربرنامه درسی است.واین عوامل اغلب درالگوهای برنامه درسی عبارتند از:

هدفها- محتوا- روش تدریس- روشهای ارزشیابی

بعضی ازمتخصصان علاوه برعوامل مذکورمنابع زیررانیزافزوده اند:

 

ابزار- زمان-  فضا  - گروهبندی شاگردان - راهبردهای تدریس

هربرنامه درسی دربردارنده طرحی خاص است که دردرون آن نهفته است. خواه برنامه ریزبایکایک آنها برخوردکندویااینکه بدون طرحی که بکار

گرفته باشد.برنامه ریزبایدبین عناصرفوق هماهنگی وهمخوانی برقرارسازدتااثرگذاری مطلوب درشاگردان به وجودآید.

موضوع مقاله فوق پدیدآوردن یک برنامه درسی برمبنای منابع اطلاعاتی سه گانه دانش آموز-جامعه وبرنامه درسی است.

1-الگوی مبتنی برموضوعات درسی مدون بعنوان منبع اطلاعاتی:

_معمولی ترین ورایج ترین منبع اطلاعاتی برای تصمیم گیری برنامه درسی است.که موضوعات آن منعکس کننده عقل بشرونمایانگرمیراث فرهنگی است.دوران تاریخ معاصرآمریکاشاهدبرتری نسبی این الگونسبت به سایرالگوهاست.

1-       دردهه 1960-1970مقادیرزیادمالی صرف اصلاح برنامه های درسی شدوآن به دلیل نارضایتی عمومی دربرنامه های درسی ونیازبه ..اصلاح وهنگام شدن آن بود.

دراین الگواستفاده ازموضوعات درسی مدون اصلی ترین منبع اطلاعاتی است.ومحتوابایدیک سازماندهی منطقی داشته باشد.

مهمترین وظیفه برنامه ریزانتخاب وسازماندهی منطقی محتوا است.دراین الگوبرنامه های درسی ازپیش تعیین شده است ودانش آموزبعنوان یک جریان مکایکی تحت الشعاع محتوای درسی قرارمیگیرد.هدفها ازپیش تعیین شده اندواغلب ازنوع شناختی اند.

رایجترین منبع وابزارکتب درسی است.دانش آموزهیچ نقشی درانتخاب منابع درسی ندارد.ارزشیابی بیشترازنوع کمی است.

برنامه درسی محدود به فضای کلاس درس است.

2-الگوی مبتنی بردانش آموزبعنوان منبع اطلاعاتی:

دراین الگو دانش آموزبعنوان منبع غالب برنامه درسی مدنظراست.توجه به علایق وتوانمندی نیازهاوتجربه های گذشته است.

هدفهاازپیش تعیین نمیشوند.فضاوامکانات آموزشی درخدمت دانش آموزاست.دانشآموزدرانتخاب محتوامورد مشورت قرار میگیرد

مشهورترین مدرسه ای که درانگلیس بدین شکل اداره میشودسامرهیل است. دانش آموزباید محتواراانتظام دهدنه دیگران....

کتب درسی ارزش چندانی ندارند.فعالیتهای یادگیری راخودشا/ردان به کمک معلم انتخاب میکنند.ارزشیابی بعنوان تلاش مشترک

معلم وشاگردمطرح است.گروهبندی شاگردان وزمان قابل انعطاف است.فضای آموزشی وسیع وتعریف نشده است.

 

.نقاط ضعف این الگو:

1-همه به هدفهای مشترک دست نمی یابند

2-فعالیتهای آنهانظام یافته نیست.

3-به منابعوموادوابزارآموزشی زیادی لازم است.

4-معلمان بایدآموزشهای تخصصی لازم را ببینند.

 

3-الگوی مبتنی برجامعه بعنوان منبع اطلاعاتی:

برنامه های مبتنی براین الگوبه فهم واصلاح جامعه می پردازند.برنامه های درسی :مطالعات اجتماعی ازاین منبع اطلاعاتی استفاده می کنند.

هدفها: دراین الگوازجایگاه مهی برخوردارنیستند.  محتوا:اززندگی اجتماعی وجوامع بشری نشات گرفته است.

منابع وابزارآموزشی: درحداعلای تنوع است.     ارزشیابی:برمشارکت معلم ودانش آموزاستواراست.

فعالیتهای آموزشی:برمشارکت معلم ودانش آموزشکل میگیرد.  نقش معلم:فعالترازروش دانش آموزمحوری است ونقش حاکمانه معلم زائیده

تخصص وخبرگی اوست. فضای آموزشی:دربرگیرنده کلیه امکانات مدرسه وجامعه است. زمان :نامحدوداست.

گروهبندی شاگردان: براساس تمایل وعلاقه مشترک شاگردان است.

نقاط ضعف این الگو:

1.-وسعت ونظام منطقی محتوا وجود ندارد.

.2-ترس ازاینکه جهت گیری شاگردان دراین الگوسبب پذیرش نظام حاکم برجامعه شود وفکراصلاح طلبی ازذهنشان

زدوده شود.

3-معلمان آمادگی تدریس چنین روشی را ندارند.

4-امکانات /شرایط/ابزارووسایل کافی برای این الگوکم است..

خصوصیات یک الگویا طرح برنامه درسی:

1-برتصمیم گیریهای آگاهانه وروشن بینانه مبتنی باشد.

2-برهدفها ونتایج موردنظردربرنامه منطبق باشد.

3-براساسنیازهای متغییرزمان مورداستفاده برنامه ریزان قرارگیرد.(به روزباشد)

3-خلاقیت وقابلیت انطباق بانیازها وشرایط محیطی راداشته باشد.

4-درهرموسسه آموزشی تعادل بین هرسه الگو به نظرمی رسد.

5-هریک ازالگوهای یادشده نقاط قوت وضعف خودرا دارندکه باتعادل دراستفاده ازآنهامشکل برطرف میشود.

6-ومهمترین مشکل موسسات آموزشی چگونگی استفاده ازاین الگوهاست.

.

برنامه درسی از دیدگاه مکتب فلسفی ایده الیسم

ایده آلیسم ودیدگاه تربیتی آن:                                    

پارامنیدس ((paramenidesفیلسوف قدیمی یونان می گفت:« آنچه در اندیشه نیاید،نمی تواندواقعی باشد» به این ترتیب اگر انسانی نباشدکه جهان را ادراک نمایدجهانی وجود نخواهدداشت وبه قول شوپنهاور ( (Schopenhauer فیلسوف معروف آلمانی«جهان پندارمن است».کوتاه سخن اینکه به اعتقاد این افرادجهانی خارج ازذهن انسان نیست واگرهست ـ چنانچه کانت می گویدـ قابل شناخت نمی باشد. )عیسی زاده ـ1381،ص83).

 درسنت آموزش وپرورش غربی،ریشه های ایده آلیسم معمولابه افکار افلاطون فیلسوف بزرگ یونان باستان، بر می گردد.این تصور که آموزش وپرورش فرایند شکوفاشدن استعدادی است که به صورت نهان درنهاد کودک وجود دارد در معرفت شناسی ایده آلیستی ریشه دارد.مفهوم معلم به مثابه الگویا اسوه اخلاقی وفرهنگی نیزازایده آلیسم فلسفی سرچشمه می گیرد،کما اینکه روش سقراطی که شامل طرح ماهرانه پرسشهای موشکافانه به منظور تحریک متعلم در امریاد آوری است نیزچنین است.(گوتک ـ1390،ص 23).

سقراط برخلاف سوفسطا ییان منکرآن بود که صرفا ازطریق نقل مجموعه ای ازاطلاعات برای دانش آموزان ویا آموختن مهارتها وفنون به آنان خرد حقیقی حاصل گردد. او اعتقاد داشت که مفا هیم ،یعنی     دانش حقیقی ،در ذهن فرد وجود دارند ومیتوان آنها را به ضمیر آگاه آورد.پرششهای موشکافانه ،         یادگیرنده را تحریک می کند تا با حصول آگاهی نسبت به مفاهیمی که درضمیر اونهان است،به کشف    حقیقتت نایل آید.(گوتک ـ1390،ص25).

با توجه به طرزتلقی ایده آلیست ها ازماهیت انسان وجهان، تربیت باید به تدریج زمینه های رشد طبیعت   آدمی را که روحانی ومعنوی است، برای نیل به هدف هستی اش که عبارتست از وابستگی نزدیک میان اووعناصر معنوی طبیعت است، فراهم سازد. این موضوع را افلاطون به زبان دیگری بیان کرده است و می گوید که روح آدمی مهمترووالاتر از تن اوست.اومعتقد است که وقتی روح انسان در تنش جای گرفت پندارها وتصورات را با خود به ذهن آورد.دراین آمیزش روح وجسم، روح با جزءیات وپدیده های جهان مادی آلوده وآمیخته شدودر نتیجه دانسته های راستین خود را از یاد برد.این است که انسان با دیدن سایه ها یا پدیده های جزیی محسوس،به اندک توجهی حقایق را به یاد می آورد. اگر مایه علم در انسان نبود،   بدیهی است که کسب علم برای او میسر نبود.(عیسی زاده ـ1381،ص87).

نقش معلم ودانش آموز:

به اعتقاد سقراط هم افکارو هم علم در خارج از وجود شاگردنیستند بلکه امکاناتی هستند که در درون فرداندونیاز به پروردن دارند.پس از دید گاه ایده آلیست ها تربیت باید سبب شکو فایی همه استعدادها و    توانایی های بالقوه شاگردان بشود .واین کار بدون اطلاع در باره شاگرد امکان ندارد. بنا براین معلم باید دارای رشد وکمال بیشتر وتجربه وسیع تری باشد.معلم خود باید بتواند شاگردان را دریک جریان معنوی که درآن فعالیت های ذهنی وخلاق خودشان،آنهارابه این کاروا دارد،هدایت کند.(عیسی زاده ـ1381،ص 87).

این مکتب معتقداست که تربیت فرایندی است که درفرد رخ می دهد.بنابراین نقش اساسی دراین فرایند به عهده خود فرد است.اما به هرحال این معلم است که باید او را پرورش دهد.معلم می کوشد که دانش آموزان  را طبق توانایی های طبیعی خودشان که در حال رشد وتکاملند به آن درجه از تکامل برساند که بدون کمک وی امکان نداشت.بطور کلی معلم از نظر پندارگرایان نقش اصلی و اساسی را در جریان تربیت ایفا می کند.او به عنوان فردی که رشد یافته و در فن خود متخصص است مورد ستایش و احترام می باشد.به اعتقاد آنان معلم در جریان رشد و تکامل شخصیت انسان همکار خداوند است.تمام فعالیت های اوباید طوری باشند که رشد روح یا ذهن شاگرد را که عالیترین صورت هستی در جهان است را کامل سازد.(عیسی زاده ـ 1388،ص 88).

تربیت از دیدگاه ایده آلیست ها یعنی نفوذ انسان رشید،روی انسان در حال رشد و هدف آن تحقق ذات تربیت شونده و به کمال رساندن اوست.ایده آلیست ها معتقدند که کودک از همان آغاز زندگی تصویری ازچیزهای جهان را در ذهن خود دارد.بنابراین نیازی نیست که چیزهای اطراف خود را تجربه کنیم تا به شناسایی برسیم،بلکه باید در مورد آنها بیندیشیم پس می توان گفت که آنها جهان را در ذهن خود جستجو می کنند وبا دید ذهنی به جهان می نگرند.این نگرش با افلاطون شروع شدکه می گفت شناخت حاصل از راه حواس معرفت واقعی نیست بلکه حدس و گمان است و شناخت یا معرفت واقعی حاصل تفکرو خردورزی است.(عیسی زاده ـ 1381،ص 88).

در این مکتب وظیفه معلم این نیست که شاگردان را برای زندگی خاصی چون شهرنشینی و روستانشینی آماده کند،بلکه او باید آنها را چنان تربیت کند که بتوانند بطور کلی درباره زندگی خود چه در شهر،چه در روستا یا هر جای دیگری نظر بدهند.شاگرد باید آگاهی هارا با تجارب و اطلاعات قبلی خود پیوند دهد تا برایش دارای معنا باشد،اصولاً در نظر یک معلم ایده آلیست دانش آموز چیزی یاد نمی گیرد بلکه آنها را به یاد می آورد.معلم باید ذهن شاگرد را برانگیزاند تا تصورات و پندارهای موجود در ذهن وی زنده شود.تمام فعالیت های کلاسی و خارج از کلاس بر تقویت قوای ذهنی شاگردان است.معلم در این مکتب نقش عمده و فعالی دارد و فعالیت او در کلاس درس آشکارتر ازفعالیت شاگردان است.اصولاً تعیین روشها،محتوا و روش تربیتی بر عهده معلم است.در این روش معلم بر جریان تربیت نظارت کامل دارد.(عیسی زاده ـ 1381،ص 93).    

یادگیری :

افلاطون معتقد است که یاد گیری یعنی یاد آوری. معرفت یاشناخت شناسی او بر نظریه «تذکار» یا یادآوری مبتنی است. او می گوید انسانها حقایقی را که در ضمیرها یشان به صورت نهفته وناخود آگاه وجود دارد به یاد می آورند. برای اینکه قدرت یاد آوری در شاگردان تقویت شود باید آنها را واداشت که نیروی حفظ مطالب را در ذهن خود تقویت کنند. تقویت ومنظم کردن ذهن ونیروهای آن با یادسپاری ویاد آوری دانش ها ممکن می شود. این کار نیزاز راه آموزش انجام می گیرد.(گوتک ـ1390،ص 27).

از دیدگاه ایده آلیستی یاد گیری فرایندی است که طی آن دانش آموزان به تدریج به آگاهی فکری فزاینده ای دست می یابند که این خود بر پایه ی درکی جامع از جهان یا چشم اندازی به سوی آن به تعریفی از خویشتن منتهی می گردد.یادگیری به عنوان فرایندی به غایت عقلانی عبارت از یاد آوری ایده ها وکاربرد آنهاست. چون واقعیت ذهنی است ،آموزش وپرورش نیز با مفاهیم وایده ها مرتبط است. مردم با حصول آگاهی نسبت به ایده ها وسازمان دادن آنها درنظامی که درآن جزء یا فرد با کل مرتبط می گردد، تربیت می شوند.یاد گیری فرایندی خود جوش است و هنگامی تحقق می یابد که یاد گیرنده مفهومی را که نمادی بر آن دلالت دارد به خاطر آورد.(گوتک ـ1390،ص 35).

 

نقد وبررسی مکتب فلسفی ایده آلیسم:

طرز تلقی ایده آلیست ها از جریان تربیت باعث میشود که وظیفه مربی صرفا به اتخاذ تدابیری که تنها به رشد استعدادها و توانایی های  ذهنی شاگرد کمک می کنند، محدود شود.نظریه تکامل ذهنی پیاژە روان  شناس معروف سویسی پاسخ مثبتی به این مورد است. برطبق نظرپیاژه کودک در مراحل رشد خوددوره های متفاوتی راپشت سر می گذاردکه هر یک ازآنها از نظر ساخت ذهنی با بقیه متفاوت است. پس تصور اینکه انسان با یک سری قوای ذهنی ساخته وپرداخته به دنیا می آید به دلیل یافته های روان شناسی جدید پذیرفتنی نیست.(پیاژه ـ1358،ص94).

ایده آلیست ها جامعه ونیازهای آن را امری متغییرو پدیده ای گذرا تلقی می کنند ودرفعالیتهای تربیتی خود،آنهارا به عنوان رکن اساسی به حساب نمی اورندونقش اصلی وتعیین کننده را معلـــــــم یا مربی (Teacher.center )واگذار میدانند،جریان تربیتی آنها به یک جریان کاملا معلم ـ محورتبدیل می شود.

ایده آلیست ها به استفاده از حواس در تربیت شاگردان اهمیتی نمی دهند. چون شناخت حاصل از حواس را معتبر نمی دانند واز طریق روش تعقلی یا ذهنی شاگردان را به اندیشیدن تشویق می کنندتا دیدن ولمس کردن.با وجود بسیاری از اشکالاتی که از این مکتب فلسفی گرفته شده است می توان ارای آنها را در مورد تربیت پذیرفت. تربیت بر مبنای ایده آلیستی ارزشهای متعالی را در پرورش می دهد .ودیگر اینکه امکان درک جهان به صورت یک کل برای شاگردان را بوجود می آورد.(عیسی زاده ـ1388،ص107).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست منابع ومأخذ فارسی:

1ـ ابراهیم زاده، عیسی.(1388)فلسفه تربیت.تهران: دانشگاه پیام نور.

2ـ شریعتمداری،علی.(1348) فلسفه تعلیم وتربیت.اصفهان: دانشگاه اصفهان.

3ـ شعاری نژاد، علی اکبر.(1365) فلسفه آموزش وپرورش.تهران: امیر کبیر.

4ـ گوتک،ال، جرالد.(1390)مکاتب فلسفی وآراء تربیتی .تهران:سمت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فلسفه ایده آلیسم وعناصر برنامه درسی

ازآن جایی که افلاطون انسان ایده آلیست را موجودی ذهنی یا روحی میداند(گوتک،1390،ص30).لذا عناصربرنامه درسی بر اساس این دیدگاه به صورت زیر خواهد بود:

هدف ها

 ایده الیست ها امکان شناخت هر چیزی را جز ایده ها ومفاهیم مردود می شمارند. لذا هدفهای برنامه درسی بر این اساس باید، متوجه پرورش ذهن ودرون نگری وبصیرت باشد(گوتک،1390،ص30).

دکارت فکر کردن را دلیل بر وجود داشتن تلقی می کند و فکر،انسان را از دیگر موجودات ممتازمی سازد (شریعتمداری،1389،ص167).لذا هدف باید رشد ذهن وقدرت تفکروتعقل دردانش آموزان تقویت کند.

تقویت ومنظم کردن ذهن ونیروهای آن با یادسپاری ویاد آوری دانش ها ممکن می شود(عیسی زاده،1381،ص90). لذا هدف باید نیروی حفظ مطالب را در ذهن دانش اموزان تقویت کند.

علاوه بر نیروی تفکر، قدرت اراده وآزادی اراده نیزجزء قدرت های روح می باشند چون اهمیت انسان در مقایسه با دیگر حیوانات مربوط به آزادی اراده اوست(شریعتمداری،1389،ص167). لذا هدف باید جنبه روحی و معنوی داشته وقدرت آزادی واختیار را در دانش آموزان پرورش دهد.

ایده آلیست ها آموزش وپرورش راستین را امری همگانی تلقی می کنند نه آموزشی محدود برای شغل یا حرفه ای خاص(گوتک،1390،ص37).لذا برنامه ریز درسی باید در تدوین اهداف اصل همگانی بودن رارعایت کند.

فلسفه ایده آلیستی، معتقد به ترغیب دانش آموزان به شناخت حقیقت است تا بتوانند از راه مطالعه دقیق وموشکافانه فعالیت کنند(گوتک،1390،ص37).لذا هدف تربیت ،انسانی است که شخصا به خیر،حقیقت وزیبایی گرایش یابد.

فلسفه ایده آلیستی مدرسه را به عنوان نهادی اجتماعی می داند که دانش آموزان را با چکیده سرمایه فرهنگی آشنا کند به طوری که این میراث را بشناسند ودر آن سهیم شوند(گوتک،1390،37). لذا هدفها باید بر اساس میراث فرهنگی آنان تدوین شوند.

 

برنامه درسی

ایده آلیست برآنند که برنامه درسی از مجموعه ای از موضوعات فکری یا معارف تخصصی تشکیل می یابد که اساسا جنبه آرمانی ومفهومی دارند. این نظامهای مفهومی مبین تجلیات خاص روح مطلق و بر آن تجلیات مبتنی هستند. اما همه این نظامهای مفهومی از مفهوم، ایده، یا علت وحدت بخش یگانه ای مشتق شده وبالمآل به آن منتهی می گردد. برنامه درسی ایده آلیستی را می توان به مثابه سلسله مراتبی در نظر گرفت که در راس آن ، معارف بسیار کلی یعنی فلسفه والهیات قرار می گیرند که حیاتی ترین روابط انسان با خدا وعالم هستی را بیان می کنند. بر مبنای اصل سلسله مراتبی ، موضوعات درسی ویژه تر بر اساس ارتباطشان با موضوعات عام تر توجیه می شوند. موضوعات عام ترانتزاعی هستند.مثلا ریاضیات، فرصت هایی را برای پرداختن به امور انتزاعی فراهم می کند. تاریخ و ادبیات نیز در این سلسله مراتب جایگاه بلندی دارند. معارف تاریخی وادبی ، زندگی نامه ها، اندکی پایین تر در سلسله مراتب برنامه درسی علوم گوناگون قرار می گیرند.زبان به عنوان مهارت کلیدی و ضروری ،در مقطع ابتدایی آموزش داده می شود(گوتک،1390،صص40-39).

 در برنامه درسی،« باتلر» اهمیت میراث نژادی را ذکر می کند. بدون تردید در برنامه درسی مدارس، باید شاگردان را به میراث فرهنگی آشنا ساخت اما در این زمینه  باید توجه داشت  که تنها میراث فرهنگی و آشنایی با آن کافی نیست. ارزش شناسی میراث فرهنگی با در نظر گرفتن مبانی علمی و احتیاجات زمان حاضر و گسترش آن میراث باید مورد توجه تهیه کنندگان برنامه باشد (شریعتمداری،1389،ص174).لذا در تدوین برنامه درسی توجه به میراث فرهنگی واحتیاجات زمان حاضر وگسترش آن ضروری است.

هورن در تهیه برنامه،وضع فرد،احتیاجات جمعی وآشنایی به جهانی را که فرد در آن زندگی می کند مهم تلقی می نماید. علاوه بر این در آشنایی با میراث فرهنگی سه جنبه عمده عقلانی ،عاطفی و ارادی را لازم می شمارد. او تقویت جنبه عقلانی ،آشنایی با هنررا پیشنهاد می کند(شریعتمداری،1389،ص175). لذا برنامه درسی باید بر مبنای ابعاد عقلانی ،عاطفی وارادی پایه ریزی شود.

گرین ایده آلیست معاصر مطالعه 4 موضوع را برای همه لازم می داند:

1ـ موضوعات صوری مانند:منطق، ریاضی، زبان مادری، زبانهای خارجی.

2ـ موضوعاتی که با امور خارجی سر وکار داردمانند: علوم طبیعی، علوم انسانی.

3ـ موضوعات دستوری مانند:اخلاق،هنر،مذهب.

4ـ موضوعات کلی مانند:تاریخ،الهیات، فلسفه (شریعتمداری،1389،ص175).

لذا  برنامه درسی را بر اساس موضوعات فوق طراحی می کند.

روش تدریس

روش تدریس ایده آلیست ها از مفهوم معرفت شناسی این مکتب اخذ شده است وفرایند تفکر ذاتا از سنخ بازشناسی است، خود کاوی درون نگرانه ای که طی آن یاد گیرنده محتوای ذهن خود را مورد برسی قرار می دهد و حقایقی را از آن کشف می کند(گوتک،1390،ص 41).لذا روشهای تدریس در این مکتب متو جه رشد ذهن ویاد آوری در کودک است.

اصولا در نظر یک معلم ایده آلیست دانش آموز چیزی یاد نمی گیرد،بلکه آن را به خاطر می آورد. پس اگر بخواهد چیزی رابه شاگرد بیا موزد باید ذهن اورا برانگیزاند تا تصورات وپندارهای موجود در ذهن او زنده شود. به همین دلیل نوشتن تکالیف زیاد شبانه، تمرین در بازنویسی ،تقلید خط وحروف،وبه خاطر سپردن اسامی وتاریخ رویدادها اهمیت زیادی می دهد(ابراهیم زاده،1381،ص93).

روش تدریس کلا مبتنی بر تعقل وتفکر است. لذا از تمام شیوه های راه بردن عقل برای کسب معرفت،مانند سخنرانی ،مباحثه واستدلال استفاده می شود. سقراط در تدریس خود را مامای شنوندگان خود می نامید و از روش پرسش و پاسخ (دیالکتیک) استفاده می کرد(ابراهیم زاده،1381،ص93). اگر چه روش خاصی را نمی توان برای کلاس درس ایده الیستی معین کرد،روش گفت و شنود (دیالکتیک) سقراطی مسلما مناسب است. چون دانش آموز را نسبت به افکارش تحریک می کند واو را به یاد آوری وباز شناسی تحریک می کندو باعث کشف وشهود در وی می شود(شریعتمداری،1389،ص167). تقلید از الگوها و اسوه ها نیز بخشی از روش تربیتی ایده آلیست ها را تشکیل می دهد. برای نمونه الگوهای شایسته ای از تاریخ، ادبیات، دین وفلسفه وزندگی نامه ها اخذ می کنند(گوتک،1390،ص44). باتلر از متخصصان فلسفه تعلیم وتربیت آمریکا نیز روش دیالکتیک را جزء روشهای تدریس ذکر می کند. به نظر او این روش مخصوصا در موضوعاتی که فکر در آنها دخالت دارد مورد استفاده بیشترایده آلیست هاست. باتلر معتقد است که روش سخرانی نیز باید مورد استفاده قرار گیرد ومعلم باید در اجرای این روش شاگردان را به بحث و گفتگو وادار کند. روش پروژه که درآن شاگردان به صورت انفرادی یا با کمک شاگردان دیگر فعالیت می کنند جزء روشهای آموزشی می باشد(شریعتمداری،1389،ص169).

   

فهرست منابع وماخذ

 

ابراهیم زاده،عیسی.(1381).فلسفه تربیت.تهران:انتشارات دانشگاه پیام نور.

شریعتمداری،علی.(1389).اصول وفلسفه تعلیم وتربیت.تهران:انتشارات امیرکبیر.

گوتک،ال،جرالد.(1390).مکاتب فلسفی وآراء تربیتی.(ترجمه محمدجعفر پاک سرشت).تهران:انتشارات سمت

 

 

 

 

 

ویژگی های یک تدریس اثربخش

هدف از یک تدریس اثربخش فقط انتقال اطلاعات علمی نیست، بلکه نتایج حاصله ی از آن را نیز باید گسترش داد. برای رسیدن به این هدف معلمین با عشق وعلاقه وبرخورداری از شخصیت معنوی وبرجسته وآشنا با اصول وروش های علمی بردل وجان فراگیران خود نفوذ نموده واستعدادهای بالقوه آنان را پرورش داده وشکوفا نمایند.
دراین مقاله ابتدا مفهوم تدریس تبیین وسپس شرایط ویژگیهای یک تدریس اثربخش اعم از آمادگی معلم ،داشتن طرح درس، استفاده از شیوه های مناسب تدریس، مشارکت دانش آموزان درفرایند یادگیری ،تسلط برمطالب تدریس،مدیریت زمان و....... تشریح ورهنمودهای لازم معلمان برای داشتن تدریس موفق وفعال ذکر گردیده است. درپایان نتیجه گیری شده است که برای آنکه تعلیم وتربیت کشور سیرصعودی داشته باشد بایستی معلمان توانمند وحرفه ای درامر تدریس رابطور مستمر آموزش داد.تاتدریس آنان کاملاً اثربخش وپر ثمر باشد.


قرآن کریم درشش آیه ، از کتاب آسمانی ،به عنوان کتابی که تدریس و آموزش داده می شود ، یاد کرده است ازجمله می فرماید:
« کونواربانیین بما کنتم تعلمون الکتاب وبما کنتم تدرسون »(آل عمران /79) یعنی (حضرت عیسی (ع)می فرماید) شما به سبب آن که کتاب آسمانی را آموزش می دهید وبین خود تدریس می نمایید ،ربانی باشید.(اکرمی 1380)
پیچیدگی رفتار انسان درکلاس ونقش آن درتحقق اهداف آموزشی از سال ها پیش توجه صاحب نظران عرصه تعلیم وتربیت رابه خود جلب کرده است باگذشت سال ها مطالعه و تجربه به این نتیجه رسیده اند که دستیابی به اهداف آموزشی ،زمانی امکان پذیر است . که منابع انسانی دانا،متخصص وبا انگیزش کافی، بادر اختیار داشتن منابع لازم، هدایت ورهبری کلاس را به عهده بگیرد .معلمان درکلاس باید از فن رهبری دربه کارگیری روش های صحیح درتحقیق اهداف آموزشی آگاه با شند تا استفاده ازروش ها وفنون صحیح ومناسب نتایجی مطلوبی راعاید کنند.
اگر باور داریم که جوامع بشری به طور مدام دستخوش تغییر وتحول است،باید قبول کرد که این تحولات ناشی از دگرگونی هایی است که درنظام آموزشی صورت می گیرد.درچنین جوامعی تنوع وپیچیدگی نیازها بیشتر گشته وبرای ارضای این نیازها، به علوم وفنون پیچیده ترین نیاز است وبدیهی است که کسب علوم وفنون درسایه ی روش های پیچیده امکان پذیر خواهد بود،بنابراین وظیفه ومسئولیت معلمین روز به روز سنگین تر می گردد،چرا که روش های سنتی .متداول تدریس قادر به هدایت افراد به سوی یک تحول عمیق نخواهندبود.
حالا دیگر نباید باسخنرانی های طولانی وخسته کننده وبا تعیین تکالیف پیچیده ویا با تهدید واضطراب وتحقیر وسرزنش فراگیران، اسباب تنفر ومدرسه گریزی را در آنان فراهم نمود. دیگر نمی توان با انتقال صرف معلومات به ذهن فراگیران انان رابه یادگیری حفظی وطوطی وار عادت داد، بلکه باید با آموزش چگونه آموختن وچگونه اندیشیدن، کیفیت تفکررادر آنان قوت بخشید اگر هدف از تدریس افزایش کیفیت تفکر درفراگیران باشد، دراین صورت آنها رابایستی به طور عملی درگیر جریان فکر کردن درکلاس های درسی نمود( فتحی آذر،1376)
حال باید به امید اثر بخش نمودن فرایند تدریس کمرهمت بست وکارتدریس رانه فقط انتقال اطلاعات علمی ،بلکه به نتایج حاصله از آن نیز گسترش داد وبرای رسیدن به این هدف باید معلمین با عشق وعلاقه وبا برخورداری ازشخصیت برجسته وبا آشنایی اصول وروش ها وسایر مهارت های آموزش وپرورش، بردل وجان فراگیران خود نفوذ کرده ودر پرورش وشکوفایی استعداد های آنان کوشاباشند.(میر صدوقی 1386)
درفرایند تدریس آنچه به معلم کمک خواهدکرد تا بتواند یک تدریس موفق داشته باشد،میزان شناخت معلم از توانایی های خود ازیک طرف و آگاهی معلم از روند علمی نهفته در فرایند تدریس از طرف دیگر می باشد(سجادی ،1373)
مقاله ی حاضر درنظر داردتا شرایط ویژگی های یک تدریس اثر بخش رابررسی نماید.
مفهوم تدریس:
طبق نظر براون (1377)،درس دادن هرچه باشد تلاشی است چند جانبه که شامل اطلاع رسانی ، پرسش وپاسخ ،توضیح دادن ، گوش دادن، تشویق وترغیب کردن ومجموعه ای از فعالیت های دیگر می شود.گیج (1376) معتقد است که تدریس عبارت است از هر فعالیتی از جانب یک فرد که به منظور تسهیل یادگیری فرد دیگری انجام می شود.
بهارستان(1366) معتقد است که تدریس عبارت است از کاربرد عملی اصول وتئوری های تعلیم وتربیت در جریان آموزش به منظور کسب مهارت های علمی تدریس واخذ کفایت وشایستگی عملی .
تدریس دو مفهوم دارد.زمانی که معلم درکلاس همه کاره است وفراگیران نقش فعال وموثری در فرایند تدریس ندارند .این یک مفهوم بسته ازتدریس است. وزمانی که مشارکت درفرایند تدریس، بیشتر به فراگیران مربوط است ووظایف بین معلم وفراگیران تقسیم می شود ونهایتاً تدریس را به سمتی سوق می دهد که از طریق تعامل انجام پذیرد. یک مفهوم باز از تدریس است .


شرایط یک تدریس اثر بخش:
مهمترین وظیفه معلم ایجاد شرایط یادگیری است .برای مشخص کردن شرایط یادگیری، یادگیری انواع روش ها وکاربرد آن ها برای اهداف متنوع آموزشی لازم وضروری است.    
 و آن چه مهم تر از یادگیری روش های تدریس است، آگاهی از نحوه یادگیری دانش آموزان وکارکرد مغز آدمی است(کلهر1386) روش های سنتی ومتداول تدریس قادر به هدایت افراد به سوی یک تحول عمیق نخواهد بود بدیهی است چنانچه معلمانی کارآمد الگوی دانش آموزان باشند، راه پیشرفت وترقی هموارتری فراروی آنان خواهد بود.
تدریس کارآمد وموثر یکی از شاخص های آموزش وپرورش پویا می باشد.معلمان درکلاس های درسی جهت تدریس و آموزش مطالب ومحتوای کتاب های درسی از روش ها وشیوه های خاصی استفاده می کنند.این روش ها درکل به دو دسته روش های سنتی نظیر سخنرانی و.... وروش های فعال نظیر بحث گروهی ، حل مسأله ، اکتشافی، یادگیری درحد تسلط و..... طبقه بندی می شوند.هر کدام به شیوه ی خاص خود وبا توجه به موضوعات درسی به کاربرده می شوند(محمودی ،1377) ومعلمان موفق هستند که شاگردان خود مطالب شناختی واجتماعی رابه خوبی عرضه می دارند ونحوه ی کارگیری موثر از آنها را می آموزند (بهرنگی،1371).
راهکارهای کاربردی یک تدریس اثر بخش
معلمانی تدریس اثر  بخش دارند که به گونه ای مناسب ،اهدافی راکه مستقیم یا غیر مستقیم با یادگیری دانش آموزان مرتبط است، دنبال می کنند.وجهت دستیابی به اهداف آموزشی دانش ومهارت های مورد نیاز رابه دست می آورند تا بتوانند از آن ها درزمان مناسب به شیوه ی مطلوب مورد انتظار به کارگیرند.که در اینجا بعضی از ویژگی های یک تدریس اثر بخش رایادآورمی شویم.
1- آمادگی کامل :
معلم برای یک تدریس خوب ، خود از یک طرف باید از نظر جسمی ،روحی وروانی وعلمی آمادگی داشته باشندوازطرف دیگر مقدمات لازم برای استفاده از زمان تدریس رابا آماده کردن شاگردان وفضای کلاس فراهم کند تا از این طریق کلاس درس به نحو مطلوبی اداره شود.
 2- داشتن طرح درس:
طراحی آموزشی یا طرح درس ،شامل تصمیم گیری درمورد عناصر برنامه وارتباط    آن ها با یکدیگر است.طرح درس چار چوب کاری معلم را معین می کند. وهدف از طرح درس ،استفاده بهینه از زمان، تصمیم گیری درمورد مضمون ومراحل تدریس وایجاد شرایط لازم شکل بخشیدن به یادگیری است.
3- استفاده ازشیوه های مناسب تدریس:
نیکنا می (1377) می گوید: اثر بخش ترین معلمان، کسانی هستند که می توانند روش های تدریس خود را تغییر دهند، یعنی روش های تدریس آن ها، آن قدر انعطاف پذیر است که می تواند به سهولت با موفقیت های مختلف تطبیق پیدا کند. دریک جلسه تدریس الزاماًنباید ازیک روش تدریس استفاده شود بلکه باید از شیوه های متعددی برای تدریس موضوع مورد نظر استفاده شود .بنابراین معلم باید برروش ها وشیوه های گوناگون تدریس ، مسلط باشد وبا توجه به وضعیت ومقتضیات کلاس درس از روش های خاصی استفاده کند.(مرتضوی زاده- 1386)
4- مشارکت دانش آموزان درفرایند یادگیری:
معلم باید همه دانش آموزان رادرتمام مراحل تدریس ، اعم از شروع تدریس ، ارائه وخلاصه کردن و... فعالانه شرکت دهد تا اداره کلاس به شکل مطلوبی صورت گیرد بدین طریق، دانش آموزان مطالب مورد نظر رابه خوبی فراگیرند زیرا دانش آموزان هستند که یادگیری را محقق می سازند. برای تحقق این امر،لازم است معلم برای دانش آموزان فرصت فعالیتهای علمی نظیر : تجربه،آزمایش ومشاهده را مهیا کند، آنان رابرای مشارکت دربحث های کلاس وسایر فعالیت های جمعی ترغیب کند و اجازه دهد تادر یادگیری خود سهیم شوند.بدین معنا که باید به دانش آموزان اجازه داد درباره آن چه یادمی گیرند ونیز درباره شیوه های یادگیری خود سهیم باشند.
5- نظارت مداوم برکلاس :
معلم بایدتوجه داشته باشد که نگاه خودرا عادلانه دربین دربین فراگیران تقسیم کند زیرا فراگیران بخشی از مطالب درسی از طریق ارتباط چشمی با معلم خود فرامی گیرند.
6- تسلط برمطالب تدریس:
اگر معلم احاطه کامل برموضوعات درسی داشته باشد وبرای شاگردان از نظر علمی شخص مهمی جلوه کند، شاگردان توجه خاصی به سخنان وی خواهند داشت، لذا تسلط معلم برمطالب نقش موثری درپاسخگویی او به سئوالات شاگردان خواهد داشت.

7- استفاده بهینه از وقت:
معلم باید به گونه ای وقت کلاس راتنظیم نماید که وقت او بیهوده تلف نگردد. بعداً نیازبه کلاس های فشرده جبرانی نباشد. او بهتر است از مطالب غیر ضروری پرهیز  نماید وطبق زمان بندی براساس سر فصل تهیه شده تدریس کند.
8-استفاده از رسانه های کمک آموزشی :
معلمان شایسته است که برای یادگیری بهتر درمحیط آموزشی رسانه های مناسب با تدریس خود را انتخاب کرده ودرجهت تهیه آنها ویا ساختن آن اقدامات لازم را با همکاری مسئولان به عمل آوردند ( کریمیان جعفریان ،1385)
 تنوع در مواد ووسایل ومنابع آموزشی ،روشها وتکنیک ها وفضای آموزشی از سوی آموزش را از حالت یکنواخت و خسته کننده خارج می سازدوبه آن جذابیت وگیرایی می بخشد از سوی دیگر شرایط بهتری برای نوعی تکرار مفید در ارائه محتوا،مفاهیم ،اصول وروشهای علمی مورد نظر فراهم می آورد.
9- به کار گرفتن حواس  ومهارتهاوتوانایی های مختلف یادگیرنده گان:
تحقیقات روان شناسی یادگیری وعلوم تربیتی بر نقش حواس مختلف دریادگیری اشاره دارد یعنی گرچه بخشی از یادگیری از طریق حس شنوایی انجام می شود ولی بخش عمده دیگر از طریق بینایی ممکن است. حواس دیگری چون لامسه،بویایی وچشایی نیز به سهم خود دریادگیری انسان موثر است. بنابراین اظهارات انجام شده،برای افراد طبیعی ،حس بینایی نقش اساسی تری دریادگیری دارد، پس از آن شنوایی، حواس دیگر درمرتبه بعدی قرار دارند.(میزابیگی 1384)
آندرز1 درخصوص اهمیت وکاربرد مواد بصری می نویسد: استفاده از تصاویر بعدی یا ذهنی بریادگیری مفاهیم2 تأثیر می گذارد.
نکته حائز اهمیت این که نباید آموزش راصرفاً به شیوه های شنیداری3 محدود ساخت بلکه اولویت دادن به شیوه دیداری به ویژه تلفیق شیوه دید دیداری شنیداری تأثیرات مفید      یاد دهی – یادگیری راافزایش می بخشد.
10- تناسب با شرایط وامکانات محیط وحداکثر استفاده از آن:
استفاده از فضای سبز مدارس درصورت موجود ویا استفاده از پارک های نزدیک مدرسه استفاده از برنامه های علمی تلویزیونی ، از طریق ضبط قبلی برنامه یا شناسایی واستفاده از شرایط وامکاناتی که دراختیار والدین قرار داردومی تواند دراختیار کلاس فرزندانشان قرار گیرد از جمله: اولیای شاغل ودارای مسئولیت درمراکز صنعتی ، تولیدی، مخابرات، انتشارات، مراکز هنری،آزمایشگاه ها وفضاهای طبیعی و......
11- تناسب بارشد شخصیت وبهداشت روانی یادگیرندگان:
روش مناسب و آموزش اثر بخش آن است که علاوه برآموزش علمی بررشد شخصیت وبهداشت روانی یادگیرندگان  نیز تأثیر مثبت داشته باشد.
همچنین بهداشت روانی ودرمان نیز، به مفهوم گسترده وعمیق خود، ارتباطی اساسی با آموزش وپرورش وتربیت دارد.زیرا که اهداف تربیت انسان می توان به مواردی چون ایجادتغییرات مطلوب درافکار، نگرش ها،گرایش ها وکنش های آدمی وایجاد تعادل در شخصیت فرداشاره داشت. لازم است آموزش به گونه ای برنامه ریزی واجرا گردد که در وهله ی اول مغایر با رشد شخصیت وبهداشت روانی یادگیرنده نباشد دروهله ی بعد،آمورش  مطلوب آن است که حتی الامکان درتقویت چنین جنبه هایی تأثیر مثبت داشته باشد.

12- کاربردهای ارزشیابی تحصیلی، یادگیری وارزیابی آن
عمده ترین هدف های پیشرفت تحصیلی عبارتنداز: - کمک به شناخت نقاط ضعف وقوت یادگیرنده ومیزان موفقیت وی توسط خوداو ومعلم . - ترغیب وهدایت یادگیرندگان جهت مطالعه ویادگیری – کمک به معلم در تعیین مرحله بعدی تدریس – پی بردن به نقاط قوت وضعف برنامه درسی واجزا وعناصر آن کمک به معلم درتعیین نقاط قوت وضعف میزان موفقیت خود درامر تدریس به عقیده بر وینگ1 وگلاور2 معلمان کارآمد از مهارت های لازم برای ارزیابی دانش آموزان برخوردار بوده وقادرند میزان یادگیری شان راتعیین کنند. وسایل اندازه گیری عبارتنداز: امتحانات کلاسی- تکالیف درسی یا پروژه های تحقیقاتی و.......
13- توانایی جذب دانش آموز:
به عقیده دکتر سیف3  یکی از ویژ گی های معلمان کارآمد ، جذب شاگردان به جلسات درس و ادامه شرکت آنان در فعالیت های یادگیری است . معلمان باکفایت می دانند که برای هر دانش آموز ، درس را باید از کجا شروع کرد. آنان هر جا که لازم آید به آموزش انفرادی روی می آورند و سرعت تدریس را متناسب با پیشرفت دانش آموزان تنظیم می کنند.
14- پرورش مهارتهای فکری
معلمان موفق می توانند فعالیت های آموزشی را معنا دار سازند . بدین منظور یک معلم کار آمد یادگیری جدید دانش آموزان جدیدراطوری هدایت می کنند که با دانش قبلی انها همسانی داشته باشند تا دانش آموزان بتوانند دانش جدیدرا به نحوی منطقی در حافظه ی خود سازمان دهند.
15- آموزش روش تهیه گزارش خلاقانه:
روش های تهیه ی گزارش های خلاقانه نظیر آزمایش ها وگزارش ها را به دانش آموزان آموزش داده وآنها رادراین راه یاری نمایید. (رضایی 1386)



رهنمود های لازم برای معلمان
1- درکلاس درس، تک تک شاگردان خود را مورد توجه قراردهید وحتی نگاه خودرابه طور مساوی بین آن ها تقسیم کنید، عدالت رارعایت نمایید واز تبعیض قائل شدن بین دانش آموزان بپرهیزید.(مرتضوی زاده 1382)
2- برای اینکه یک تدریس موفق داشته باشید از توانایی های خود از یک طرف وآگاهی از روندعملی نهفته در فرایند تدریس از طرف دیگر مطلع باشید.
3- نیاز به داشتن و مجهز شدن به اطلاعات روز را در خود تقویت کنید وسعی در دانستن وعمل کردن در مسیر تحقق اهداف  آموزشی داشته باشید.
4- به دانش آموزان مسئولیت هایی واگذار کنید نظرات دانش آموزان را پذیرا باشید ، شنونده ی خوبی بوده وبه آنها اعتماد کنید
5- در کلاس درس برارزشیابی های مستمر مبتنی بر مدیریت کیفی در رویکرد وفرایند مدار که بیشتر به صورت کیفی است تأکید نمایید
6-درکلاس درس انعطاف پذیر بوده وتلاش مجدانه ای رابرای تحقق اهداف آموزشی به عمل آورید.
7- درکلاس درس قاطعیت داشته باشید و عادلانه عمل کنید ودلایل تصمیم گیری های خودرا توضیح دهید.
8- برسه محور کلیدی ارتباط ، صداقت ،عشق غیر انحصار طلبانه وهمدلی، آگاهی وتسلط کافی داشته باشید.(صفوی زاده ،آقا حسینی 1386).
9- سعی کنید دانش آموزان را به طور انفرادی بشناسید وسهمی از وقت وانرژی خودرا دراختیار هریک از آنها قراردهید. با دانش آموزان رفتار محبت آمیز ومثبت داشته باشید تا در کارهای کلاسی ، شاگردان را به پیشرفت وبه دست آوردن اطلاعات جدید تشویق کنید(مرتضوی زاده 1382)
10- به منظور آن که به نحوه شایسته ای از زمان ، استفاده کنید باید پس از ایجاد انگیزه وآماده سازی دانش آموزان ، درس را در وقت مقرر شروع و تمام کنیم ووقفه های بین کلاسی رابه کمترین حد برسانیدوکلاس را چنان نظم بخشید که از بروز رفتارهای مخرب دانش آموزان جلوگیری شود
11- هر چه زودتر اسامی دانش آموزان را بیاموزید تا جایی که می توانید اطلاعاتی درباره ی فردفرد دانش آموزان به دست آورید
12-درابتدای سال ، قوانین ومقرراتی را با کمک دانش آموزان وضع نمایید وبا دید مثبت با شاگردان برخورد نمایید.
13- همیشه بحث های کلاسی را تشویق کنید و مدیریت کلاس با شاگردان سهیم باشید
14- با نظم باشید و به موقع در صورت امکان ، جلوتر ازدانش آموزان در کلاس درس حضور داشته باشید.وآخرین نفری باشید که کلاس را ترک می کنید.
15- خوشرو باشید وسعی کنید همواره تبسمی برلب داشته باشید وبادانش آموزان ، دوستانه برخورد کنید
16- همواره باطرح درس ، وارد درس شوید اما اسیر طرح درس نشوید .
17- برای اعمال مدیریت کلاس درس اثر بخش ، همواره آمادگی خودرااز جهات مختلف، خفظ نمایید به شاگردان احترام بگذارند وبرای آنان ارزش قایل شوند ومعلومات خودرا به رخ شاگردان نکشید زیرا شاگردان خود می توانند قضاوت کنند.



نتیجه
تدریس اثربخش وموثر یکی از شاخص های آموزش وپرورش پویا می باشد . که معلمان برای ایحاد یک تدریس اثر بخش ازراه وروش های خاصی استفاده کرده وبا توجه به موضوعات درسی از آنها بهره می جویند ومعلمانی موفق هستند که به شاگردان خود مطالب شناختی واجتماعی را به خوبی عرضه می دارند ونحوه ی به کارگیری موثر از آن ها را می آموزند. وبا آمادگی از نظر جسمی ، روحی روانی، علمی وارد کلاس می شوند وبرای تدریس از طرح درس استفاده کرده و از دانش آموزان درفرایندیادگیری کمک گرفته و ، نظارت مداوم برکلاس وتسلط برمطالب تدریس دارد.مدیریت شایسته ای درکلاس داشته وبانظم می باشند وبا خوشرویی با شاگردان برخورد می کنند ودانش آموزان رابه طور انفرادی می شناسد وبه شخصیت آنان احترام می گذارند که بارعایت تمام این موارد است که می توان از یک تدریس خوب وموثر بهره جست.
درنهایت باید گفت که بهبود تعلیم وتربیت درهر کشوری مبتنی برکیفیت تدریس معلم واستوار نمودن نقش معلم به عنوان مدیر آموزش درکلاس درس است پس لازم است برنامه های محتلف آموزشی وکلاس های ضمن خدمت جهت آموزش تدریس فعال وبرتر برای معلمان از طرف مسئولین امر تدبیر شود. تا معلمانی توانمند وخرفه ای درامر تدریس داشته باشیم.


منابع :
1- قرآن کریم
2- اکرمی،سید کاظم (1380)« فرهنگ اسلامی ، برنامه درسی وتفکر » تهران ، چاپ اول، انتشارات انجمن اولیاء ومربیان .
3- براون، جرج، تدریس خود(تمرین مهارت های تدریس درمقیاس های کوچک ) ، علمی رووف (مترجم) .(1376) وزارت آموزش وپرورش سازمان پژوهش وبرنامه ریزی آموزشی، انتشارات مدرسه . تهران
4-بهارستان، جلیل،(1378)، برنامه کارورزی یاتدریس عملی درمرکز تربیت معلم،تهران دفتر همکاری حوزه و دانشگاه
5- بهرنگی ، محمدرضا (1371) مدیریت آموزشی وآموز شگاهی، چاپ اشکان، ناشر: مولف.
6- سجادی ، اسکندر (1376) « هدف از تدریس چیست» مقاله زیر چاپ دانشکده روان شناسی وعلوم تربیتی دانشگاه تبریز.
7-رضایی موسی(1386)«مدارس پیشرو کارآمد» تهران، انتشارات انجمن اولیاء ومربیان.
8-صفوی زاده ،نسرین، اقا حسینی ، تقی ،(1386) «شیوه های مدیریت کلاس و   مهارت های ارتباط با دانش آموز » قزوین انتشارات حدیث امروز.
9- کریمیان،حسین، جعفریان یسار ، حمید،(1385)« راهبردهای تدریس وفنون  معلمی » قم چاپ اول چاپ: قدس
10- کلهر منوچهر 1386« فرایند تدریس ویادگیری اثر بخش » قزوین ، مرکز تربیت معلم شهید رجایی قزوین انتشارات حدیث امروز
11- گیج،وال،ان. مبانی علمی هنر تدریس. محمود مهر محمدی(مترجم )1376، تهران. وزارت اموزش وپرورش، سازمان پژوهش وبرنامه ریزی آموزشی.انتشارات مدرسه.
12- محمودی عبدالرحمان 1377« تأثیر پیش سازمان دهنده بریادگیری درتدریس روان شناسی، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشکده روان شناسی وعلوم تربیتی دانشگاه تبریز.
13- مرتضوی زاده، حشمت اله(1386)« مدیریت کلاس درس اثربخش ، موانع   روش ها وراهکارها قزوین ، مرکز تربیت معلم شهید رجایی قزوین، انتشارات حدیث امروز
14- مرتضوی زاده، سید حشمت اله (1382)، خانواده وافت تحصیلی ، نشریه ، نشریه پیوند: تهران : سازمان مرکزی انجمن اولیاء مربیان.
15- میرزابیگی علی (1384) «برنامه ریزی درسی وطرح درس در آموزش رسمی وتربیت نیروی انسانی »تهران انتشارات یسطرون   
16- میرصدوقی سید حسن(1386) بررسی نقش خود اثر بخشی معلمان وجوروانی –اجتماعی کلاسی در مدیریت فرایند یاددهی یادگیری»قزوین(1373)فرایند تدریس تهران : تربیت
17- نیکنامی ، مصطفی (1377) مقایسه ویژگی های معلمان خوب واثر بخش » فصلنامه روان شناسی وعلوم تربیتی شماره 7و8 تهران : دانشگاه علامه طباطبایی.